دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانیلعنت به من و زندگی و عشق و جوانیتا پیش تو آورد مرا بعد تو را بردقلبم شده بازیچه ی دنیای روانیباید چه کنم با غم و تنهایی و دوریوقتی همه دادند به هم دست تبانیدر چشم همه روی لبم خنده نشاندمدر حال فرو خوردن بغضی سرطانیآیا شده از شدت دلتنگی و غصههی بغض کنی ،گریه کنی ، شعر بخوانی ؟دلتنگ تو ام ای که به وصلت نرسیدمای کاش خودت را سر قبرم برسانی|+| نوشته شده توسط
نوید نیکپور در شنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۲
|
برچسب:
نویسنده: یوسف زارعینیا
تاريخ: جمعه
31 فروردين
1403 ساعت: 14:02